دلنوشته
دوستان رضوی اگه دوست دارید دلنوشته هاتونو برام بنویسید حتی یک خط برای یادگاری
دوستان رضوی اگه دوست دارید دلنوشته هاتونو برام بنویسید حتی یک خط برای یادگاری
... همراه با کبوتران حرم
خورشید، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمین اخترند.
کبوتران بال می زنند آسمانی را که چشم هایمان سال هاست به آن دوخته شده، صدای بال کبوتران در صدای سنج عزاداران می پیچد و خواب مسموم انگورهای پیچیده بر خوشه های حادثه آشفته می شود، خورشید، ذره ذره در عطش چشم هایش رسوب می کند...
امام رضا علیه السلام سجده کردن بر معبود را نزدیک ترین حالت بنده می داند و می فرمایند:
?نزدیک ترین حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و این همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزدیک شو. ?
هشتمین پیشوای شیعیان امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در مدینه دیده به جهان گشود.
بیشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون که یکی از مکارترین و زیرک ترین خلفای عباسی به شمار می آمد. پس از قتل برادرش امین و به دست گرفتن قدرت، مرو را مرکز حکومت خود قرار داد و با بهره گیری از هوش وزیر خود فضل بن سهل پایه های حکومت خود را مستحکم کرد.
انـگیزه هاى سیاسى مانند: جذب ایرانیان، سرکوب نهضتها و قیامهاى علویان، مشروع جـلـوه دادن حـکومت خود، مامون را وادار کرد به امام پیشنهاد ولایت عهدی دهد ولی از این روى، امام رضـا (ع) از پـذیرش پیشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهایت، ولایت عهدی را با قید شرایطی پذیرفت. پس از مراسم بیعت اجبارى، در حضور مردم و دیگران فرمود:
لـنـا عـلیکم حق برسول الله و لکم علینا به حق فاذا انتم ادیتم الینا ذلک وجب علینا الحق لکم. مـا اهـل بیت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داریم، شما نیز بر ما حقى داریـد وقتى که شما حق ما را به ما دادید، بر ما لازم است که حقوق شما را رعایت کنیم. (بحارالانوار جلد 146)
اگرچه این پیشنهاد رنگ تهدید و اجبار نیز گرفته بود. مسئله ولایت عهدی
با تلاش های امام برای افشاگری همراه بود و شرط اصلی دخالت نکردن در عزل و
نصب ها که همان شریک نبودن در حکومت جائر زمان برای حضرت محسوب می شد، نیز
به همین منظور بود و امام بدین ترتیب توطئه های مأمون را یکی پس از دیگری
خنثی می کرد و کار بدانجا رسید که عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را
بزرگترین خطر جدی برای بقای حکومت خود می دانست و وقتی دریافت عوام
فریبی های او در اعلام ولیعهدی امام رضا (ع) نیز کارگشا نیست، چاره ای جز
به شهادت رساندن امام(ع) برای خود ندید.
آقا جون میدونی چن ساله من مشهدتتو ندیدم دلم تنگ شده آقا جون دوستت دارم

زندگانی حضرت امام رضا علیه السلام پر است از لحظاتی نورانی و شگفت انگیز که دل شیفتگان را می برد. از کتاب «دیوان خدا» نوشته نعیمه دوستدار که براساس منابع موثق تدوین یافته چند داستان برگزیده ایم که تقدیم عاشقان اهل بیت علیهم السلام می کنیم:
در دو جلد رحلى تاریخ ارض اقدس و مشهد مقدس
در تاریخ و جغرافیاى مشروح بلاد و اماکن خراسان
نویسنده: محمد حسن خان مقدم معروف به صنیع الدوله و اعتماد السلطنه
با مقدمه و فهارس و اهتمام: تیمور برهان لیمودهى
ناشر: (یساولى) فرهنگسرا، تهران 1362، جمعا در 1441 صفحه

نویسنده این کتاب از رجال نامور و نواندیش قاجار در عصر ناصرى است.
نخستین چاپ آن در سالهاى 1301 تا 1303 هجرى قمرى ، هنگامى که نویسنده تصدى امور وزارت انطباعات و دارالترجمه شاهى را عهده دار بود، صورت پذیرفت.
جلد اول وضع جاده تهران به مشهد را از لحظه خروج کاروان ناصرالدین شاه از دارالخلافه تهران تا ورود به مشهد از راه دماوند و فیروزکوه و بسطام و بجنورد و قوچان، منزل به منزل وصف مى کند و اوضاع هر یک از شهرها و دیه ها را شرح مى دهد.
جلد دوم وصف دارالقدس مشهد، آقار و ابنیه و شرح اماکن متبرکه این شهر و اطراف آن، زندگى نامه بزرگان و مفاخر آن، بویژه شرح زندگانى امام على بن موسى الرضا علیه السلام و بارگاه پرجلال اوست و همچنین فهرست منظمى از کتابهاى آستان قدس رضوى را دربردارد.
جلد سوم شرح بازگشت ناصرالدین شاه به دارالخلافه تهران از طریق نیشابور و سبزوار و دامغان و سمنان و ورامین است که شرح کاملى از احوال و آثار بزرگان هر یک از این شهرها را نیز شامل مى شود.
کتاب عظیم و پرحجم مطلع الشمس در حقیقت دائرة المعارف بزرگى است که به لحاظ دارا بودن اطلاعات بسیار گسترده و متنوع در جغرافیا و تاریخ و فرهنگ و هنر در زمینه هاى گوناگون، از اهمیت و اعتبارى بى مانند برخوردار است.
گویا تصحیح و تحقیق جدیدى از این اثر برجسته و پر و پیمان، به کوشش جناب دکتر ستوده صورت پذیرفته که امید مى رود با عرضه آن بار دیگر این کتاب پرمحتوا در دسترس همگان قرار گیرد.
|
زادگاه
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در مدینه منوره دیده به جهان گشود.
کنیه ها
ابوالحسن و ابوعلی
لقبها
رضا،
صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین
المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفوالملک، کافی الخلق، رب السریر، و رئاب
التدبیر
مشهورترین لقب
مشهورترین
لقب آن حضرت ?رضا? است و در سبب این لقب گفته اند: ?او از آن روی رضا
خوانده شد که در آسمان خوشایند و در زمین مورد خشنودی پیامبران خدا و
امامان پس از او بود. همچنین گفته شده : از آن روی که همگان، خواه مخالفان و
خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روی او را رضا خوانده اند که مأمون به او خشنود شد.?
مادر امام
در
روایتهای مختلفی که به ما رسیده است نامها و کینه ها و لقبهای ام البنین،
نجمه، سکن، تکتم، خیزران، طاهره و شقرا، را برای مادر آن حضرت آورده اند.
زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنین وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهای (148 و 151 و 153ق) و در روزهای جمعه نوزدهم رمضان، نیمه همین ماه، جمعه دهم رجب و یازدهم ذی القعده نامیده اند.
روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نیز به سالهای (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما
بیشتر بر آنند که ولادت آن حضرت در سال (148ق) یعنی همان سال وفات امام
صادق علیه السلام بوده است، چنان که مفید، کلینی، کفعمی، شهید، طبرسی،
صدوق، ابن زهره، مسعودی، ابوالفداء، ابن اثیر، ابن حجر، ابن جوزی و کسانی
دیگر این نظر را برگزیده اند.
در باره تاریخ وفات آن حضرت نیز عقیده اکثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر این روایت، عمر آن حضرت 55 سال می شود که 25 سال آن را در کنار پدر خویش سپری کرده و 20 سال دیگر امامت شیعیان را بر عهده داشته است.
این 20سال
مصادف است با دوره پایانی خلافت هارون عباسی، پس از آن سه سال دوران خلافت
امین، و سپس ادامه جنگ و جدایی میان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و
سر انجام دوره ای از خلافت مأمون.
فرزندان
گرچه که نام پنج پسر و یک دختر برای ایشان ذکر کرده اند، اما چنان که علامه مجلسی می گوید: حداکثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسیسه مامون و با سم
او به شهادت رسید و پیکر مطهر او را در طوس در قبله قبه هارونی سرای حمید
بن قحطبه طایی به خاک سپردند و امروز مرقد او مزار آشنای شیفتگان است.

آبى آرام
اى كـه تـو ضـامـن آهـوى بـيابانستـو بـراى عـطـشـم، بـارش بارانستى

آهوى از بند رسته
بـى تواسيرم،اسيرم، گـريان و در هم شكسته!
دركوچه زردپاييز رنگ برگ بى روح و خسته
بى توچه سخت است پرواز،پرواز تاعمق باران!
انـگارزخمى است بالم، زخمى كه خونش نبسته
من غـربت يك تغـزل بـر شاخـه هاى نسيمم
اميد يك صبح آبى، از لحـظه هـايم گســسته
عاشق ترين شعر خود را دادم به چـشمان آهو
ياد نگاه قشــنگـت: آهـوى از بند رســته!
هـر چنـد باران نيامــد، از آسـمان صدايت
گفتم برايت بگويم: اى عـشـق! قلـبم شكسته!
مريم روحبخش
........................................................................................................................
ماندگارترين ياد
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رؤياى آسمانى
شبى تنها
ميان اين همه رؤيا
تو را ديدم...
تو را با قامتى زيبا
ميان دشتى از گلها
كنارت بحر آبى رنگ
و دستانت پر از گلبوته هاى نور
پر از گلبرگ ياس و سوسن و مريم
و من سر تا به پا حيرت
دلم سنگين از اين غمها
از اين دنيا
كه ناگه
آهويى رعنا
در آغوش تو شد آرام
صدايى از دل دريا
چنين مى خواند:
به قربان پناه گرمت اى مولا!
تمام صورتم را اشك ها پر كرده بود، آرى
چنين رؤيا مرا واداشت
كه بنويسم:
به قربان پناه گرم تو آقا!
طواف گنبد
هر شب در خيال خويش
ضريحت را
با آب ديدگانم غبارروبى مى كنم
و با نسيم
كبوتران ضريحت را
در ديدگانم
مجسم مى كنم
و بر گنبد طلايى ضريح تو
طواف مى گذارم
چشم هايم شيدا
براى يك لحظه
يك ثانيه
حضور صميمى ات را
در ضريح ترسيم مى كند
و من
بى قرار مثل يك قطره حباب
رنگين ترين رؤيا و مجنون ترين مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخيل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
يا غريب الغربا!
حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم
و كبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خويش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم

گلدسته ات
كهكشانى است
نگاه آهو
آهو از كجا فهميد
بايد از تو يارى خواست؟
از پناه تو بايد
سايه اى بهارى خواست؟
آهو از كجا فهميد
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پيش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمين بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترين بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى كنى جدا از او
ترس و بيقرارى را
یا ضامن آهو!
در بند هواييم، يا ضامن آهو!
2- كَتَبَ (علیه السلام): أبْلِغْ شیعَتى: إنَّ
زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّه، فَقُلْتُ
لاِبى جَعْفَر (علیه السلام): ألْفُ حَجَّه؟!
قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّه، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.([2])
حضرت به یكى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت ـ قبر ـ من معادل است با یك هزار حجّ.
راوى گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض كردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار ـ یعنى یك میلیون ـ حجّ ثواب زیارتش مى باشد.
3- قالَ (علیه السلام): أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ
عَلَیْهِ، الصَّلاهُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ
رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.([3])
فرمود: اوّلین عملى كه از انسان مورد
محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود،
بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.
4- قالَ (علیه السلام): لِلصَّلاهِ أرْبَعَهُ آلاف باب.([4])
فرمود: نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.
5- قالَ (علیه السلام): الصَّلاهُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىّ.([5])
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزكارى را - به خداوند متعال - نزدیك كننده است.
1- قال الامام علىّ بن موسى الرّضا (علیه السلام) :
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.([1])
حضرت
امام رضا (علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى كه قبر امام حسین علیه السلام را
كنار شطّ فرات )در كربلا( زیارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر
فراز عرش زیارت كرده باشد.
2- كَتَبَ (علیه السلام): أبْلِغْ شیعَتى: إنَّ
زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّه، فَقُلْتُ
لاِبى جَعْفَر (علیه السلام): ألْفُ حَجَّه؟!
قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّه، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.([2])
حضرت به یكى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت ـ قبر ـ من معادل است با یك هزار حجّ.
راوى گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض كردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار ـ یعنى یك میلیون ـ حجّ ثواب زیارتش مى باشد.
3- قالَ (علیه السلام): أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ
عَلَیْهِ، الصَّلاهُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ
رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.([3])
فرمود: اوّلین عملى كه از انسان مورد
محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود،
بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.
4- قالَ (علیه السلام): لِلصَّلاهِ أرْبَعَهُ آلاف باب.([4])
فرمود: نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.
5- قالَ (علیه السلام): الصَّلاهُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىّ.([5])
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزكارى را - به خداوند متعال - نزدیك كننده است.
6- قالَ (علیه السلام): یُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاهِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنینَ.([6])
فرمود: پسران باید در سنین هفت سالگى به نماز وادار شوند.
7- قالَ (علیه السلام): فَرَضَ اللهُ عَلَى النِّساءِ
فِى الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَ الْمَرْئَهُ بِباطِنِ ذِراعِها وَ الرَّجُلُ
بِظاهِرِ الذِّراعِ.([7])
فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته
است كه از جلوى آرنج دست، آب بریزند و مردان از پشت آرنج. (این عمل از نظر
فتواى مراجع تقلید مستحبّ مى باشد).

|
|
![]() |
اين صحن در سمت حرم مطهر و مقابل خيابان امام رضا ع واقع است و بيش از 8300 متر مربع وسعت دارد آرامگاه شيخ بهايي بين اين صحن و صحن آزادي قرار دارد
|
|
![]() |
اين صحن كه مشرق حرم مطهر واقع شده است از بناهاي زمان فتحعلي شاه قاجار مي باشد. طول آن 85 و عرض آن 54 متر است . اين صحن داراي چهار ايواناست . مشهورترين آتها ايوان طلاست كه متصل به حرم مي باشد. و در زمان ناصر الدين شاه قاجار طلاكوب شده است.
|
|
![]() |
|
|
![]() |
|
|
![]() |
سلام بر سيد گلها
اى مولاى هشتم! تو نويد رويش باران از سقف بهارانى. تو مايه طراوت گلهاى ايمانى. تو بركت جاى جاى ايرانى. خورشيد با بوسه بر بارگاهت، روز را آغاز مىكند و گرما را به وام مىگيرد. صداى تو در رگهاى زندگانى جارى است.حج فقرا
اغنيا مكه روند و فقرا سوى تو آيند ***جان به قربان تو جانا كه تو حج فقرايىتبارنامه
هشتمين مهر سپهر سرورى و دهمين خورشيد معنوى، حضرت ابوالحسن على بن موسىالرضا عليهالسلام ، بنا بر مشهورترين نقلهاى تاريخى، در يازدهم ذىقعده 148 ه. ق در شهر مدينه ديده به گيتى گشود. مادر بزرگوار آن امام، بانويى بافضيلت به نام «تُكْتَمْ» يا «نجمه» بود كه پس از تولد حضرت، از سوى امام كاظم عليهالسلام «طاهره» نام گرفت.رضا به رضاى حق
هشتمين شكوفه خلقت را با لقب مبارك رضا مىشناسند. در كتابهاى تاريخى درباره علت اين نامگذارى سخنان متفاوتى ارائه شده است. برخى چون محمد بنجَرير طبرى، نويسنده كتاب مشهور تاريخ طبرى گمان كردهاند چون امام هشتم به ولايتعهدى مأمون رضا داد، او ايشان را به اين لقب ناميد. اما شواهد تاريخى بسيارى، انتساب اين نام را قبل از ولايتعهدى ايشان دانستهاند، چنانكه سليمانبنابىحَفص مىگويد: موسىبنجعفر عليهالسلام فرزندش را به نام رضا مىخوانْد و سفارش مىفرمود كه شما نيز او را به اين نام بخوانيد. امام جواد عليهالسلام نيز فرموده است: «خداوند، پدرم را رضا ناميد؛ زيرا خدايش در آسمان از او راضى و ائمه در زمين از او خشنود بودند.» برخى عالمان ديگر گفتهاند: «آن حضرت به رضاى پروردگار راضى بود و اين خصلت ارزشمند را كه مقامى بالاتر از مقام صبر است، به طور كامل داشت».قبله هفتم
عجب علمى است علم هيئت عشق *** كه چرخ هشتمش، هفتم زمين است